نظر به اتفاقهای پیش آمده در سالهای اخیر و آنچه که ما پیش رو داریم بسیاری از نخبگان دلسوز دیپلماسی فرهنگی را بیش از هر چیز دیگری ضروری میدانند و تأکید بر این است که این مهم باید با دقت و عقلانیت به انجام برسد در توضیح و تبیین ضرورت یاد شده لازم است بگویم که جنگ همیشه مورد نفرت بشر بوده و هست و انقلاب اسلامی ایران نیز با پرهیز از رفتارهای نظامی و کودتای فیزیکی با تکیه بر فرهنگ دینی و تجدید حیات مکتب اسلام با محور قرار گرفتن اندیشه مبتنی بر فقاهت امام راحل (ره) و اسلام ناب شکل گرفت و به پیروزی رسید و استمرار آنهم
از همین راه میسور و ماندگاری خواهد داشت.

این انقلاب با رهبری روحانیت آگاه و مسئول تمدن دینی را براساس عقلانیت و دقت در شرایط زمانی و نیاز مردم و جامعه جهانی مطرح ساخت و بیداری اسلامی در دنیا و منطقه را بیش از هر زمان دیگر باعث گردید و در این میان نفی سلطه صهیونیستها و یک جانبهگرائی قدرتهای استکباری بویژه آمریکا برای دلسوزان انقلاب به عنوان یک آرمان و هدف اصلی، انکارناپذیر بود.
تحقق هدف یاد شده با توجه به بنبستهای پیش آمده از ناحیه مکتبهای بشری و مادی بویژه مکتب سرمایه محور غربی و نارضایتی مردم و جامعه جهانی دور از دسترس نیست، مشروط بر اینکه در کنار دیپلماسی سیاسی و حکومتی، از دیپلماسی فرهنگی از موضع تهاجمی و نه انفعالی غفلت نکنیم حتم دارم میدانید که منظور از دیپلماسی فرهنگی بهرهگیری از عناصر و اشتراکات و بعبارت دیگر، مقبولات، مشهورات و مسلمات با تکیه بر فرهنگ خودی در جهت ابلاغ پیام و هدف است.
بدیهی است، اگر نیازهای مشترک مردم دنیا و اشتراکات فرهنگی به مفهوم مثبت آن مورد شناسائی و تحلیل درست قرار بگیرد و درک متقابل بین ما و جامعه جهانی حاصل گردد، مقابله با چالشهای جهانی به آسانی امکانپذیر میشود.
این مطلب از راه گفتگو میان ادیان، فرهنگها و تمدنها امکانپذیر است. چیزی که تقویت صلح و امنیت، ثبات و توسعه، احترام متقابل فرهنگی و زیست سالم براساس عدالت، اخوت و کاهش تقابلهای خصمانه و فیزیکی را میتواند بیش از هر چیز دیگری در پی داشته باشد.
مسئولان و بویژه متصدیان فرهنگی و سازمان فرهنگ و ارتباطات نظام جمهوری اسلامی ایران با استفاده از فرصت ریاست کشورمان بر جنبش غیرمتعهدها در دوران حساس فعلی دنیا و منطقه، در این رابطه در درجه اوّل باید، داشتهها و سرمایههای فرهنگی خودشان و جامعه جهانی را به درستی شناسائی کنند و سپس اندیشه نمایند چگونه میتوانند با توجه به تفاوتها و تنوعهای فرهنگی و سنتها و رسوم اقوام و ملل جهانی، با تکیه بر مشترکات تعاملی سازنده و اثرگذاری را باعث گردند.
در پایداری و عمیق بودن پایههای فرهنگی کشورمان ایران و غنای فوقالعاده و بسیار مهم و زیاد فرهنگی مکتب اسلام شکی نیست. همچنانکه در تأثیرپذیری بسیاری از مردم دنیا از مکاتب مادی و بشری که فقط به نیازهای فیزیکی انسان توجه دارند نیز شکی نیست ولی در وضع فعلی آنچه که بسیار مهم است اتخاذ روشهای مسالمتجویانه و اخلاقی برای ابلاغ پیام دوستی و نویدبخش از موضع رحمانیت و نوع دوستی است.
در این رابطه به غیر از آیات رحمانی قرآن و سیره و سنت حیاتآفرین پیامبر (ص) و پیشوایان معصوم (ع) آثار فقهی، کلامی و فلسفی به جای مانده از بزرگان دینی، استفاده از کلامهای ادبی و شاعرانه فرهیختگانی چون حافظ، سعدی، فردوسی، مولانا و در دوران معاصر دیوان ادبی امام خمینی (ره) و ... میتواند بشر تشنه آموزههای دینی و معرفتی را در اوج قرار بدهد و از بنبست هویت موهوم رهائی بخشد.
میراث و ادبیات تعلیمی ما ایرانیها چنان قوی، ریشهدار، عمیق و منطبق بر نیاز و فطرت انسانها است که تنها یک شعر از سعدی علیهالرحمه میتواند شعار سازمان ملل متحد در همه ادوار تاریخ باشد
بنـی آدم اعضـای یک پیکـرند که در آفرینش ز یک گوهرن.
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضـوها را نمـانـد قرار
چنین دست مایههای زلال و برگرفته از فرهنگ دینی را ما داریم و دیگران یا ندارند و یا کم دارند. طرح این مواهب فرهنگی از راه دیپلماسی فرهنگی در جامعه جهانی از این جهت اثربخش است که بیشتر به نیاز مشترک درونی و روحی انسانها مربوط میشود و دیگر اینکه چهرههای فرهنگی از راه توجه به آموزههای فرهنگی اثرگذار در پی این مطلب هستند که راههای بهتر زیستن را کشف نموده و در شکل کار حرفهای خودشان آنها را به دیگران بیاموزند در این رابطه فرهنگ غنی ما ایرانیها میتواند از جذابیت جهانی و جامعی برخوردار باشد و چنانچه دیپلماسی کشورمان بتواند پایه و رفتارهای عملی خودش را بر دیپلماسی فرهنگی و فکری استوار کند میتواند از توان بیشتری حتی فراتر از قدرت سیاسی و نظامی آمریکا در پیشبُرد،
اهدافش توفیق یابد و پیروزی فکری را که بالاترین پیروزیها است از آنِ خود کند از قبیل آن چیزی که در سفر آیهالله جوادی آملی برای ابلاغ پیام امام (ره) به گورباچف رهبری شوروی سابق پیش آمد و باعث گردید پیام فرهنگی و معرفتی آن یار سفر کرده به رهبر ابرقدرت شرق، سرآغاز فروپاشی آن در دنیای کنونی باشد.
آن روز گورباچف فکر میکرد نامه امام دخالت در امور داخلی شوروی است و خواست آن را برنتابد ولی شاگرد فکری امام (ره) و پرورش یافته در مکتب امام صادق (ع) آیها...العظمی جوادی آملی مدظله العالی در پاسخ به سؤال ابهامآمیز و برخواسته از فکر مادیگرایانه گورباچف گفت: اعماق خاک تا اوج سپهر روسیه و شوروی در خدمت شماست و از این حیث کسی کاری به کار شما ندارد.
پیام رهبر انقلاب اسلامی ایران مربوط به جان و روح شما است یعنی روح شما بعد از مرگ از پوست به در میآید و مثل مرغ پرواز میکند... اقدامی که گورباچف را در تحیّر و سکوت قرار داد و به فکر واداشت با دقت به چنین رویکرد فرهنگی و توحیدی ضرورت دارد دیپلماسی فرهنگی را ضرورت زمانه خود بدانیم و با اسلام هراسی که توطئه دشمن بر علیه انقلاب اسلامی و مکتب فکری ماست، مقابله کنیم.
نوشته شده توسط حجت الاسلام والمسلمین عسکری
منبع:
http://www.asgare.blogfa.com
|